رمان خوشه های خشم اثر جان اشتاین بک؛ یک نوشته ادبی شاهکار

مختصری بر رمان خوشه های خشم

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

سلام دوستان همیشگی من.

دیشب رمان جدیدی را که چند روز پیش شروع کرده بودم را تمام کردم،

خواستم دیدگاه و نظرات خودم رو در مورد این رمان با شما دوستان به اشتراک بگذارم.

رمان خوشه های خشم از جان اشتاین بک.

البته من این رمان رو به زبان اصلی خوندم ولی خب مطمئنا ترجمه آن هم در بازار موجود است.

اسم کتاب The Grapes of Wrath از John Steinbeck هست.

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

اول از همه باید بگم که از نظر من جان اشتاین بک متولد 1902 در کالیفرنیا آمریکا است که در سال 1968 در 66 سالگی از دنیا رفته.

حالا چرا این رو گفتم؟!

چون رمان خوشه های خشم در فضای بی رحم آن روزهای کالیفرنیا جریان دارد.

در حقیقت جان اشتایک بک با آشنایی کامل به محیط آن روزهای کالییفرنیا تونسته جنین فضاسازی شاهکاری رو در کتاب ایجاد کنه…

موضوع دوم این که من همیشه به دوستانم میگم که جان اشتاین بک از نظر من نسخه آمریکایی داستایوفسکی است…

هر دو در تمامی نوشته هایشان به تاریکترین بخش های یک جامعه اشاره می کنند، دقیقا آنجایی که خیلی از افراد به خاطر سطح زندگیشان یا ندیده اند یا نمی خواهند که ببینند…

اما این دو نویسنده بزرگ یک تفاوت بسیار بزرگی با هم دارند.

داستایوفسکی با توصیفات بی نظیرش از شخصیت ها داستان خود را تعریف می کند و با دیدی فلسفی به آدم ها و تفکراتشان نگاه می کند،

اما جان اشتاین بک خود را از این موضوع بیرون می کشد و با بی رحمی هر چه تمام، واقعیت های تلخ یک جامعه سرمایه داری را به صورت آدم می کوبد.

شاید یکی از اصلی ترین دلایل بایکوت شدنش در کشورهای توسعه یافته مثل آمریکاست.

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

رمان خوشه های خشم بدون شک یکی از آثار شاهکار و تکرارناپذیر ادبیات اجتماعی است.

این رمان در فضای سرمایه داری سال 1930 آمریکا نوشته شده و زندگی یک خانواده فقیر را به تصویر می کشد. خانواده ای که شبیه به اکثریت جامعه آن موقع آمریکاست.

این رمان در 9 قسمت نوشته شده و هر قسمت بخشی از سفر این خانواده پرجمعیت جویای کار را به تصویر می کشد.

شخصیت اصلی این داستان جوانی به نام تام جود است که رمان هم با آزاد شدن تام از زندان با عفو مشروط است که فقط می تواند در همان ایالت بماند و نمی تواند به شهرهای دیگر برود و اگر دچار مشکلی شود دوباره به زندان برمی گردد.

از همان ابتدای داستان مشکلات اقتصادی شدید جامعه با نداشتن پول تام برای سوار شدن به ماشین به تصویر کشده شده به طوری که به راننده ماشینی التماس می کند تا او را تا جایی برساند و راننده با تندی پاسخ می دهد مگر علامت نصب شده در جلوی ماشین را نمی بینی که نوشته افراد بی پول را سوار نمی کنم.

به هر حال تام وقتی خود را به خانه می رساند می بیند که خانه به یک ویرانه تبدیل شده و هیچ کدام از اعضای خانواده نیستند…

بعد مدتی فردی وارد این خانه خرابه می شود یکی از دوستان تام است که قبلا کشیش بوده و به تام می گوید که اربابان آن منطقه خانه ها را خراب کرده اند و دیگر شغلی وجود ندارد و همه اعضای خانواده پیش عمو جان هستند تا فردا راهی کلیفرنیا شوند چون گویا تراکت هایی در شهر پخش شده که در کالیفرنیا کار به اندازه کافی است و خانواده می خواهند که راهی کالیفرنیا شوند…

خب در همین ابتدای کار جان اشتاین بک با زرنگی هر چه تمام دو موضوع مهم را مطرح می کند:

اول اینکه کشیش از شغل خود استعفا داده و موعظه گری را کنار گذاشته. جان اشتاین بک می خواهد بگوید که قدرت نان خیلی بیشتر از قدرت دین است.

دوم اینکه خیلی از خانواده های آن منطقه وقتی هیچ امیدی به زندگی ندارند مجبورند که حتی به یک تراکت تبلیغاتی ساده اعتماد کنند و کل آینده شان را بر اساس آن پیش ببرند…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

داستان پیش می رود…

جان اشتاین بک باز با زرنگی یک اصل انسانی نابود شده در سایه فقر را به تصویر می کشد و آن هم نابودی تمامی تعلقات و خاطرات و اخلاق های یک انسان …

اما چگونه؟؟

صبح روزی که می خواهند با یک کامیون که اعضای خانواده پشت این کامیون جا گرفته اند راه بیافتند، پدربزرگ خانواده می گوید که نمی خواهد همراه شود چون از کودیکی در اینجا زندگی کرده و مطمئن است که از اینجا برود خواهد مرد…

ولی در چایش قرص خواب آور ریخته و او را پشت کامیون می گذارند و راهی می شوند…

اما در وسط مسیر او می میرد…

مجبورند بدون هیچ گونه مراسم خاصی در دل شب او را در بیابانی دفن کنند چون پول هزینه مراسم را ندارند…

این قسمت یکی از بخش های شاهکار این رمان هست با دیالوگهای فوق العاده جذاب بین اعضای خانواده…

جان اشتاین بک، انسانیت و خاطرات و تعلقات انسانی را در قامت یک پیرمرد به تصویر کشیده که هرچه تلاش کرده در برابر سرمایه داری دوام بیاورد ولی موفق نشده و در آخر از بین می رود آن هم با بی رحمی هر چه تمام …

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

رمان پنج شش قسمت که پیش می رود اشتاین بک گلوله بعدی را به سمتمان شلیک می کند و می گوید نکند نابودی انسان های عادی در زیر چکمه سرمایه داری را به همین زودی فراموش کرده باشید…

آن هم با بیان مرگ مادربزرگ خانواده و دقیقا مشابه مرگ پدربزرگ و خانواده و دفن شدن در بیابانی بدون نام و نشانی…

بیان و تاکید دوباره نشان می دهد که این موضوع نابودی انسانیت در جوامع سرمایه داری بسیار بسیار مهم است…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

یکی دیگر از محورهای جذاب رمان به دیالوگهای بین اعضای خانواده شبها کنار آتش  است که از آرزوها و رویاهایشان می گویند که قرار است با رسیدن به کالیفرنیا محقق شود…

سوال اینجاست که چرا جان اشتاین بک شب ها را برای این مکالمات و درد دل ها انتخاب کرده؟؟!!

او هوشمندانه این کار را کرده تا خواسته نشان بدهد که دنیای واقعی افراد عادی چقدر سیاه و خالی از امید به زندگی است…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

در طول این داستان مدام می بینیم که یکی یکی اعضای خانواده دیگر تحمل شرایط موجود را ندارند و بدون خداحافظی از خانواده جدا می شوند و دنبال سرنوشت خود می روند…

جان اشتاین بک باز اینجا ذهن را به چالش می کشد و یک دوگانگی را مطرح می کند که نتیجه هر دو در آخر به شکست می رسد…

از یک طرف به افراد حق می دهی که خود را از مصیبت نجات بدهند ولی جامعه سرمایه داری آنقدر گرگ درنده دارد که نابود می شوی…

از طرف دیگر، با جدا شدن هر فردی، یکی از ستونهای یک خانواده نابود می شود و آن خانواده با سرعت بیشتری به سمت نابودی هل داده می شود…

در حقیقت اشتاین بک با این تصویرسازی خواسته نشان بدهد که سرمایه داری نه تنها یک به یک از اصول اخلاقی جامعه را از بین می برد بلکه نهایتا این کل جامعه است که به نابودی کشانده می شود…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

حالا اشتاین بک که فضای تیره جامعه و یاس و ناامیدی را به خوبی به تصویر کشیده، به خوبی توانسته هم نتیجه ادامه دادن این وضعیت موجود رو بیان کنه و هم راه حل های برای برون رفت از این شرایط رو بیان کنه…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

اشتاین بک می گوید ادامه دادن وضعیت جامعه و تن دادن به سلطه افراد سرمایه دار و زورگو دو نتیجه دارد که هر دو نهایتا به نابودی می رسد…

اما چگونه بیان می کند؟؟؟

در خلال موضوعاتی که اتفاق می افتد می بینیم که از کل این خانواده (که خانواده در این داستان نماد کل جامعه است) که تن به پذیرش ظلم داده فقط دو نفر در مقابل ظلم می ایستند…

یکی تام پسر ارشد این خانواده و دیگری همان کشیش…

که کشیش به دست همین افراد ظالم کشته می شود…

و تام هم یکی از این افراد را می کشد که مجبور می شود از خانواده جدا شود و فراری شود…

که باز هر دوی این اتفاقات باعث از دست رفتن دو فرد از این خانواده یعنی از دست رفتن دو اصل و ستون دیگر این جامعه می شود که نتیجه اش می شود ضعیفتر شدن جامعه…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

اما اشتاین بک دو راهکار برای رهایی از این وضعیت را با خلق دو موضوع بیان می کند…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

موضوع اول وقتی است که در آخرین کمپ یعنی کمپ پنبه، وقتی باران زیاد می بارد و سیل راه می افتد و خانواده دوباره تصمیم می گیرند برای رهایی از این وضعیت فرار کنند به کمپ دیگری …

پسر دوم خانواده بیان می کند که نمی خواهد خانواده را همراهی کند و فرار کند و می خواهد بماند و با دختر یکی از آن خانواده های فقیر ازدواج کند…

اشتاین بک می خواهد نشان بدهد که راه حل رهایی از جامعه سرمایه داری تن دادن به طلم نیست بلکه ماندن و تلاش کردن و امید داشتن و دوباره ساختن است….

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

موضوع دوم اوج شاهکار این رمان است…

جایی که باقی خانواده فرار می کنند و به یک واگن خالی پناه می برند…

در آنجا قبل آنها، دو پدر و پسر هستند که پدر شش روز است هیچ چیزی نخورده و در حال مرگ است و پسری که با دزدی مقداری نان به دست آورده ولی پدر لب به آن نزده…

یعنی اشتاین بک می خواهد بگوید که راهکار برای نجات جامعه از دست رفته، دست زدن به هر کار غیر اخلاقی ای نمی باشد…

پسر به این خانواده می گوید که پدر اگر شیر بخورد حالش خوب می شود ولی متاسفانه پول شیر را ندارد…

در این داستان، چندی قبل تر از این موضوعات، دختر این خانواده که حامله بوده موقع زایمان بچه اش را از دست می دهد…

ولی چون سینه هایش شیر دارند تصمیم می گیرند که همه از واگن بیرون بروند تا این دختر به آن پیرمرد در حال مرگ از سینه اش شیر بدهد…

اینجا می بینیم که دختر مصمم و بدون هیچ گونه مخالفتی، پتوی پیرمرد را کنار می زند و کنارش دراز می کشد و سینه اش را در دهان پیرمرد گذاشته و با تبسمی بر لب موهای پیرمرد را نوازش کرده و به پیرمرد شیر می دهد…

در حقیقت اشتاین بک با خلق این موضوع در ادامه موضوع ازدواج پسر دوم خانواده می خواهد بگوید که رهایی از چنگ جامعه سرمایه داری، فقط ماندن و تلاش کردن و دوباره ساختن نیست بلکه در کنار آن ها، باید دنبال ترمیم جامعه از کار افتاده قبلی بود…

می گوید درسته که جامعه به طور کلی نابود شده ولی همچنان می شود دوباره احیا کرد…

فقط کافی است که از گذشته ها عبور کرد و مشکلات را نادیده گرفت و برای نجاتش پیش قدم شد…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

پیشنهاد می کنم حتما این شاهکار ادبی را بخوانید و لذت ببرید…

شاد باشید…

گروه کتابخوانی شیمیدان ایرانی

گروه کتابخوانی دکتر مهدی نباتی

دکتر مهدی نباتی

مدرس و محقق شیمی

پل ارتباطی: mnabati@ymail.com

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *