میکل آنژ و سقفی که قرار نبود نقاشی شود؛ داستان مردی که تسلیم نشد
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
تصور کنید چند سال است که نقاشی میکنید و همه شما را به عنوان یک مجسمهساز میشناسند. بعد یک روز، سفارش کاری به شما داده میشود که نهتنها تخصص اصلیتان نیست، بلکه آنقدر بزرگ و دشوار است که شاید سالها از زندگیتان را بگیرد.
حالا تصور کنید قرار است روی سقفی بسیار بزرگ، در ارتفاعی زیاد، ساعتها و روزها در شرایطی سخت کار کنید؛ آن هم روی پروژهای که تقریباً همه انتظار دارند شکست بخورد.
اگر شما جای او بودید، چه میکردید؟
احتمالاً میگفتید: «این کار از توان من خارج است.»
اما مردی که در داستان امروز میخواهیم دربارهاش صحبت کنیم، چنین جوابی نداد.
نام او میکل آنژ بود.
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
همهچیز از یک سفارش عجیب شروع شد
اوایل قرن شانزدهم میلادی، میکل آنژ به یکی از مشهورترین هنرمندان ایتالیا تبدیل شده بود. شهرت اصلی او بیشتر به خاطر مجسمهسازی بود و خودش نیز علاقه زیادی به مجسمهسازی داشت.
اما روزی سفارش بزرگی دریافت کرد.
قرار بود سقف کلیسای سیستین در واتیکان را نقاشی کند.
مشکل اینجا بود که میکل آنژ خودش را در درجه اول یک نقاش نمیدانست. او بیشتر مجسمهساز بود و حتی از پذیرفتن این پروژه چندان خوشحال نبود.
اما سفارش را پذیرفت.
و اینجا بود که یکی از مشهورترین پروژههای هنری تاریخ آغاز شد.
سقفی عظیم بالای سرش بود؛ سطحی وسیع که باید با نقاشی پوشانده میشد. میکل آنژ باید ساعتهای طولانی در ارتفاع کار میکرد و کوچکترین اشتباه میتوانست بخشی از زحماتش را خراب کند.
اما سختترین قسمت ماجرا هنوز شروع نشده بود.
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
روزهایی که هیچکس نتیجه را نمیدید
میکل آنژ کار را آغاز کرد.
روزها گذشت.
هفتهها گذشت.
ماهها گذشت.
اما اگر کسی در آن روزها وارد کلیسای سیستین می شد، احتمالاً با خودش میگفت:
«این مرد دقیقاً دارد چه کار میکند؟»
از پایین، شاید فقط میشد هنرمندی را دید که ساعتها روی داربست مشغول کار است.
هیچ شاهکار کاملی دیده نمیشد.
فقط قسمتهایی از یک تصویر.
بخشهایی ناقص.
خطوطی که هنوز معنای کاملشان مشخص نبود.
و همین یکی از سختترین بخشهای هر مسیر بزرگی است:
مدتی طولانی کار میکنی، بدون اینکه نتیجه نهایی را ببینی.
این همان چیزی است که در زندگی بسیاری از آدمها اتفاق میافتد.
دانشآموزی که هر روز چند ساعت درس میخواند، ممکن است بعد از یک هفته احساس کند هیچ تغییری نکرده است.
کسی که برای یک آزمون مهم آماده میشود، ممکن است ماهها تلاش کند و هنوز نتیجهای که انتظار دارد نگیرد.
کسی که یک مهارت جدید یاد میگیرد، ممکن است مدتها تمرین کند، بدون اینکه دیگران متوجه پیشرفت او شوند.
اما پیشرفت همیشه در همان لحظهای که اتفاق میافتد، قابل مشاهده نیست.
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
یک اشتباه، یک تصمیم و ادامه دادن
میکلآنژ در طول پروژه با مشکلات مختلفی روبهرو شد. کار در چنین مقیاسی ساده نبود و حتی شرایط فنی نقاشی روی سقف نیز دشواریهای خودش را داشت.
بعضی قسمتها نیاز به اصلاح داشتند.
بعضی طرحها تغییر کردند.
بعضی چیزها آنطور که ابتدا تصور میشد پیش نرفتند.
اما میکل آنژ یک ویژگی مهم داشت:
او اجازه نداد سختی مسیر، هدف نهایی را از ذهنش خارج کند.
او بارها به داربست بازگشت.
دوباره طراحی کرد.
دوباره نقاشی کرد.
اشتباه کرد.
اصلاح کرد.
و دوباره ادامه داد.
شاید اگر کسی در همان روزهای ابتدایی به او میگفت:
«میکل آنژ، نتیجه نهایی را ببین!»
چیزی برای نشان دادن نداشت.
اما او میدانست که شاهکارهای بزرگ، یکشبه ساخته نمیشوند.
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
چهار سال بعد…
حدود چهار سال از آغاز پروژه گذشته بود.
مردی که زمانی بیشتر به عنوان مجسمهساز شناخته میشد، حالا یکی از مشهورترین آثار هنری جهان را خلق کرده بود.
سقف کلیسای سیستین پر از صحنههایی از کتاب مقدس، شخصیتها و تصاویر باشکوه شده بود.
یکی از مشهورترین بخشهای آن، تصویر آفرینش آدم است؛ همان صحنه معروفی که دو دست، تقریباً در فاصلهای بسیار نزدیک از یکدیگر قرار گرفتهاند.
اما شاید مهمتر از خود نقاشیها، داستانی باشد که پشت آنها قرار دارد.
داستان مردی که برای ساختن چیزی بزرگ، مجبور شد سالها روی داربست بایستد؛ روزهایی که احتمالاً خستگی، فشار و سختی کم نبود.
اگر فقط نتیجه نهایی را ببینیم، ممکن است فکر کنیم:
«چه استعداد فوقالعادهای!»
اما اگر داستان پشت آن را بدانیم، جمله دیگری به ذهنمان میرسد:
چه مقدار تلاش پشت این شاهکار پنهان شده است؟
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
بزرگترین درس داستان میکل آنژ چیست؟
ما معمولاً موفقیت آدمهای بزرگ را از نقطه پایان نگاه میکنیم.
دانشآموزی را میبینیم که رتبه عالی گرفته و فراموش میکنیم چند ماه قبل شاید خودش هم از نتیجه مطمئن نبوده است.
پزشکی را میبینیم که امروز در جایگاه موفقی قرار دارد، اما سالهایی را که برای رسیدن به آن جایگاه درس خوانده و تلاش کرده نمیبینیم.
یک نقاشی مشهور را میبینیم، اما داربست، خستگی، اصلاحها و روزهای طولانی پشت آن را فراموش میکنیم.
ما معمولاً شاهکار را میبینیم، نه روزهای سخت ساختن آن را.
و شاید این دقیقاً همان چیزی باشد که یک دانشآموز باید قبل از کنکور، المپیاد شیمی، آزمون آیمت ایتالیا و یا هر آزمون دیگری بداند.
اگر امروز ساعتها درس میخوانی و هنوز احساس میکنی پیشرفتت کم است، ناامید نشو.
اگر تستهایی را که انتظار داری درست نمیزنی، به این معنی نیست که نمیتوانی موفق شوی.
اگر یک روز برنامهات خراب شد، به این معنی نیست که کل مسیر خراب شده است.
اگر یک مبحث شیمی را چند بار میخوانی و هنوز برایت سخت است، شاید فقط به زمان بیشتری نیاز داری.
میکل آنژ سقف کلیسای سیستین را در یک روز نقاشی نکرد.
هیچ شاهکار بزرگی در یک روز ساخته نمیشود.
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
شاید امروز فقط یک قدم لازم باشد
گاهی آنقدر به نتیجه نهایی فکر میکنیم که از شروع کردن میترسیم.
به خودمان میگوییم:
«من باید خیلی زیاد درس بخوانم.»
«باید همه مباحث را بلد باشم.»
«باید در آزمون رتبه خیلی خوبی بگیرم.»
و همین فکرها باعث میشوند حتی شروع کردن هم برایمان سخت شود.
اما مسیر موفقیت لازم نیست یکباره طی شود.
امروز فقط یک فصل.
فردا چند تست.
پسفردا مرور اشتباهات.
روز بعد یک قدم دیگر.
بعد از چند هفته، متوجه میشوی چیزی ساختهای که چند هفته قبل وجود نداشت.
و چند ماه بعد، شاید خودت هم از نتیجه تعجب کنی.
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
پایان داستان
میکل آنژ وقتی اولین بار به سقف کلیسای سیستین نگاه کرد، شاهکار نهایی را آنجا ندید.
او فقط یک سقف بزرگ و یک پروژه سخت را دید.
اما شروع کرد.
و هر روز، بخشی از آن را ساخت.
این شاید سادهترین و در عین حال مهمترین درس داستان او باشد:
لازم نیست امروز نتیجه نهایی را ببینی؛ کافی است امروز بخشی از مسیر را بسازی.
ممکن است امروز هیچکس تلاش تو را نبیند.
ممکن است نتیجه آزمونت هنوز آن چیزی نباشد که میخواهی.
ممکن است دیگران از خودت موفقتر به نظر برسند.
اما اگر هر روز کمی بهتر شوی، اگر اشتباهاتت را اصلاح کنی و اگر در روزهای سخت دست از حرکت نکشی، روزی به عقب نگاه میکنی و میبینی چیزی ساختهای که زمانی فکر میکردی غیرممکن است.
شاید شاهکار زندگی تو هم هنوز تمام نشده باشد.
فقط کافی است دوباره از فردا شروع کنی.
مقالات انگیزشی سایت علمی شیمیدان ایرانی
داستان های انگیزشی سایت علمی شیمی استاد مهدی نباتی
دکتر مهدی نباتی
مدرس و محقق شیمی
پل ارتباطی: mnabati@ymail.com