آخرین خبرها

ایوان تورگینف و مرد فقیر

تورگینف و مرد فقیر

تورگینف و مرد فقیر

روزی ایوان تورگینف نویسنده مشهور روس با فقیری برخورد کرد که از او صدقه خواست. وی میگوید: من به تمام جیبهای خود دست زدم ولی چیزی نبود.

فقیر همچنان انتظار می کشید و دست دراز شده اش کمی منقبض و لرزان. در حالی که پریشان و ناراحت شده بودم دست کثیف او را گرفتم و فشردم و گفتم: برادر از دست من عصبانی نشو، چیزی همراهم ندارم.

فقیر چشمان قرمز شده اش را بالا آورد، تبسمی کرد و گفت: تو مرا برادر خطاب کردی و این در حقیقت هدیه ای است که به من دادی.

جهان وطن من است و همه بشریت قبیله من

جبران خلیل جبران

پیشنهاد می شود زندگی نامه اقلیدس را بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + شش =